ارزوهای من



سرآغاز  

زندگی از لحظه ای سخت میشه که بفهمی تصمیمات غلط بوده و از لحظه‌ای سخت‌تر میشه که اینو بدونی که نمی‌تونی تغییرشون بدی.یکی ارزوهاي من به شخصه اینه که بالاخره یه عده بیان بما بگن ما از یه جای دیگه اومدیم اونجا زمان می‌تونه عقبم بره. اونوقت قول بهتون میدم اولین داوطلب خودم بودم. این وبلاگ نوشتن هم از اون تصمیماست که قبلا یه مدت گرفته بودم بعد ولش کردم. امیدوارم تهش نخوام دوباره به این نقطه برگردم.

ادامه مطلب  

ارزوهای من  

سلام
به همه به دوستای خوبم 
به مهربونها 
به اونایی که با اینکه تا بحال ندیدمشون ولی برای بودنشون دلم تنگ میشه 
دیروز خبر قبول نشدن یاسی خواهرم من و شکه کرد حتی گریه ام گرفته بود فقط تونستم دلداریش بدم و بس ....باز هم امیدم به این رزرویها 
رتبه اش 109 شده تا نفر 105 م رو پذیرفتن الان خدا کنه اینها رو نیز بپذیرن  
تو رو خدا دعا کنید بخدا به سختی درس خونده یکسره این طفلک شب کار بوده 12 ساعت در شب خداییش سخته ..
الان نتایج رو که دادن خیلی براش ناراحتم خدای

ادامه مطلب  

ارزوهای خوب برای سال 1395  

امروز میرم سر کار برای اولین روز 1395.یعنی اولین روز کاری در هشتمین روز نوروز.
با تمام وجود؛ از خدای بزرگ میخوام که از همین ابتدای سال 1395 دستم رو بگیره و کمکم کنه و بهترین ها رو برام رقم بزنه.
با تمام وچود از خدا میخوام که آغاز سال 1395 , آغاز بهترین روزهای زندگیم باشه.ا
با تمام وجودم از خدای مهربون میخوام که لحظه به لحظه کمکم کنه و لبخندش رو ازم دریغ نکنه و سال پر از شادی و آرامش و سلامتی و موفقیت و خوشبختی رو ذر کنار خونوادم  داشته باشم . سالی متفاو

ادامه مطلب  

نوشته عاشقانه و زیبای حسن فتحی: تو را برای دوست داشتن دوست می دارم  

عاشقانه ای از از حسن فتحی برای سریال مدار صفر درجه نوشته شده بود.


تو را دوست دارم
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارمتو را به خاطر عطر نان گرمبرای برفی که اب می شود دوست می دارمتو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارمتو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارمبرای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریختلبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفتدوست می دارم ...تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارمبرای پشت کرد

ادامه مطلب  

ای که دستت میرسد.... کاری بکن  

گذشتن از جان تو عاشقی یا دوستی یا هر رابطه دیگری قطعا به شکل فیزیکی که
خیلیها بهش نگاه میکنن و جنبه فانتزی و در بهترین حالت دید سمبلیک بهش دارن
وجود نداره. این جسم فیزیکی رو هرچقدر تکه پاره بکنی و بسوزونی تا
دلخوشی و امید باشه ایستادگی و فداکاری برای معشوق درش پا برجا میمونه.
مقصود از جان چیزی بجز امال و ارزوهاي ماست؟ چیزی بجز امید ماست؟ گذشتن از
جان معنایی بجز گذشتن از ارزوها و پا گذاشتن روزی نظام فکری پیشینمون قبل
از معشوق میتونه داشته ب

ادامه مطلب  

88  

قبلا ها تصورم این بود که یکی از مزخرف ترین حرکات ادمی ، گریه کردن مقابل
جمعه . حتی در خلوت هم گریه نمی کردم . کلا لزومی نمی دیدم که بخوام گریه
کنم .ممکن بود تلخ ترین اتفاق ها و نوسانات احساسی رو تجربه کنم اما اجازه
ندم چشمام خیس و اشکی بشن . اما این اواخر مسئله ای نبوده که بخاطرش گریه
نکرده باشم ! مقابل جمع ، در خلوت ، توی اسانسور ، وسط خیابون ، توی سرویس
بهداشتی عمومی ، ایستگاه مترو و.. . هی تند و تند اشک جمع شده توی چشمام و
چونه م لرزیده . برام هد

ادامه مطلب  

میشنوی؟؟  

سلام دخترکم؛با خودم خیلی وفته قرار گذاشتم کمتر ناله کنم.....ولی خوب چه کنم سوژه زیاد میاد دستم واسه ناله کردن ؛)
مثلا اینکه زمان داره از دست میره و من مدتهاست یه جا ایستادم....پارسال این موقع در تب  و تاب مهاجرت بودیم چه حال وصف نشدنی بود....حالا همون نقطه اول با از دست دادن کل سرمایه....به حکمت و قسمت و رحمت و قلی و نقی کاری ندارم....که هر چه هست بی تدبیری خودمون بوده.....میدونی دخترک شاید دچار سندروم 32 سالگی شدم....که وقتی بهش نزدیک میشم ترس میوفته تو ج

ادامه مطلب  

وقتی همه خوابند.....  

دلم می خواهد یک شب وقتی همه خوابند کوله بار تنهاییم را بردارم و مثل شازده کوچولوی قصه ی کودکیم به سیارکی دیگر سفر کنم.
سیارکی کوچک در آن سوی کهکشان جایی که حتی آسمانش هم فرسنگ ها از زمین فاصله داشته باشد.
زمین جای قشنگی برای زندگی نبود ،زمینی پر از ادم های زمینی و ارزوهاي اسمانی جای خوبی برای زیستن نیست باید به کهکشانی دیگر رفت باید این حجم اندوه و ازردگی را در این سیاره ی سنگی به خاک سپرد و رفت ...
باید همه چیز را رها کرد ....خانه را ....خانواده را..

ادامه مطلب  

وقتی همه خوابند.....  

دلم می خواهد یک شب وقتی همه خوابند کوله بار تنهاییم را بردارم و مثل شازده کوچولوی قصه ی کودکیم به سیارکی دیگر سفر کنم.
سیارکی کوچک در آن سوی کهکشان جایی که حتی آسمانش هم فرسنگ ها از زمین فاصله داشته باشد.
زمین جای قشنگی برای زندگی نبود ،زمینی پر از ادم های زمینی و ارزوهاي اسمانی جای خوبی برای زیستن نیست باید به کهکشانی دیگر رفت باید این حجم اندوه و ازردگی را در این سیاره ی سنگی به خاک سپرد و رفت ...
باید همه چیز را رها کرد ....خانه را ....خانواده را..

ادامه مطلب  

امادگی بلامانع  

میزان جرئتِ من به امادگی ای بستگی داره که هیچ وقت فکر نکنم موعدِ دلخواهم فرا برسه
یکی از ثابت ترین ارزوهاي همیشگیم، برای بدست اوردن لحظه ها، زمان مرگم، دیوانگی هام
 
 
  متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


 

ادامه مطلب  

پاک کن اشک هایت را خدا...  

صدای نم نم بارون وباد خنکی که برگای پاییزی رو جابه جامیکرد حس خوبی رو بهم میدادن...حس سبکی،حس خنکی...همینطوری که مشغول قدم زدن بودم یهو متوجه یه دختر کوچولو شدم که مقابلم ایستاده بود وچشمای سبز درشتش رو برام ریز تر کرده بود قیافه اش انقدر بامزه بود که لبخند رو به لبام اورد که دراین حالت یهو متوجه جیغ زدنش شدم:هان چیه؟؟؟گریه کردن خدا خنده داره؟؟؟خوشت میاد توگریه کنی و خدا بهت بخنده؟؟چیکارت کرده مگه؟؟؟گریه اش دادی و واستادی میخندی؟؟؟؟من که کا

ادامه مطلب  

پاک کن اشک هایت را خدا...  

صدای نم نم بارون وباد خنکی که برگای پاییزی رو جابه جامیکرد حس خوبی رو بهم میدادن...حس سبکی،حس خنکی...همینطوری که مشغول قدم زدن بودم یهو متوجه یه دختر کوچولو شدم که مقابلم ایستاده بود وچشمای سبز درشتش رو برام ریز تر کرده بود قیافه اش انقدر بامزه بود که لبخند رو به لبام اورد که دراین حالت یهو متوجه جیغ زدنش شدم:هان چیه؟؟؟گریه کردن خدا خنده داره؟؟؟خوشت میاد توگریه کنی و خدا بهت بخنده؟؟چیکارت کرده مگه؟؟؟گریه اش دادی و واستادی میخندی؟؟؟؟من که کا

ادامه مطلب  

سال 1395 ، شروع بهترین روزهای زندگیمه  

روزا ، حرفای زیادی با خودم میزنم. همیشه تو دهنم در حال حرف زدن و تحلیل و و وو ... هستم. اما میام اینجا انگار حرفی برای گفتن ندارم. خب ، اون موقع ها هم که حرفم میاد اینجا در دسترس نیس که بگم... دیگه خونه اینترنت ندارم.چند ماهی میشه... اینترنت هم مثه باقی چیزا که از دست دادم. البته اینترنت رو خودم خواستم که شارز نکنم. خونه لازمم نمیشه. همیشه اینجا بودم. و دلیل مهمترش اینکه خواستم به اونا بفهمونم که اینترنت رو فقط برای شما شارژ میگردم و من نیازی نداشتم...

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1